یه شب آرام
عسلای نازم فرشته های مهربونم ستاره های آسمونم ، باز دلم هواتونو کرده کاشکی اینجا بودین دست می کشیدم تو موهاتون باتون حرف می زدم، براتون قصه می گفتم لالایی می خوندم تا خوابتون ببره. دل مامان براتون بگه که امروز روز سخت و خسته کننده ای بود . بالاخره اون امتحانی رو که خیلی نگرانش بودم رو دادم . خدا رو شکر خیلی سخت نبود اما خیلی طولانی بود دقیق ٤ ساعت طول کشید اما خدا رو شکر که تموم شد، اما هنوز این روزا هنوز خیلی درگیر درس و پروژه ایم.منتظرم که بابایی زودتر امتحانشو بده و بیاد و خستگی این روزا تموم شه. بابایی هم حالش خوبه . شبی کلی باهم خوش و بش کردیم. خیلی بابا ماهی دارین. شما که الان تو بهشت هستین و دار...

