یه روز خاطره انگیز قشنگ
سلام نی نیا
امروز تقریبا ١٠ روز از اومدن بابایی می گذره تو این مدت روزای خوبی باهم داشتیم. به خصوص امروز که با آقا مهران و خانمشو عمه تون رفتیم ماهان و راین و کلی گشتیم و خوش گذشت هوام خیلی سرد بود. دست همشون درد نکنه خیلی لطف دارن، نازنینام ببخشید که بدون شما رفتیم. هر روز و هر روز که می گذره من و بابایی باهم صمیمی تر و وابسته تر می شیم. واقعا نمی دونم چه جوری تو این مدت می تونیم دور بودن همو تحمل کنیم.
نمی دونم چرا جدیدا همش نگرانم و دلم شور چیو می زنه...
کاشکی بشه که همه کارامون درست شه و باهم بریم اون ور آب که هم درسمونو ادامه بدیم هم اینکه تو شرایط بهتری زندگی کنیم و شمام تو شرایط بهتری بزرگ شین..
شما و بابا حامد رو خیلی دوست دارم .برامون دعا کنین.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

یه روز خاطره انگیز قشنگ
