برای عسلامون

یه روز خوب

1392/2/5 20:35
نویسنده : حامد و مینا
342 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزای گلم

الان بعد از رفع خستگی بعد از کلاسم یه فرصت دست داد که بشینم برا عسلامون بنویسم.

صبحی تو دانشگاه برا بار دوم با بابا حامد باهم بودیم.آخی بابایی سرما خورده بود. چقد سفارش کردیم مواظب خودش باشه اما نبودناراحت

روز خیلی خوب و ارومی بود. و اینا رو می نویسیم که خاطره های تک تک لحظه هاش در آینده برامون یاد اور شه .....

این ماهی ماه امام حسینه . ما که شرمندشیم کاری براش نکردیم. اما ازش خواهش می کنیم همه رو به آرزوهای دلشون برسونه و از خدا برا همه بخواد که بهترین تقدیرو سرنوشت رو داشته باشن

     

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)