وصال
بابایی ها دارین یه قدم به بدنیا اومنتون نزدیک میشین. قراره فردا برم ولایت. میرم مامان خوشکلتونو ببینم. الان ساعت 2 نصفه شبه. تو خوابگاه دانشگاهم. تا الان با مامان خانمتون دل میدادیم قلوه میگرفتیم. مامانتون خیلی مهربون و به قول دوستش نسرین خانم حساسه. دختر خوبیه. فکر نمی کردم دختر به این خوبی وجود داشته باشه. هنوز باورم نمیشه قراره زن بگیرم. همین دیگه. خیلی خوابم میاد.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

وصال
