برای عسلامون

تلخ و شیرین

1392/2/5 21:00
نویسنده : حامد و مینا
350 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نی نیا

دلم براتون بگه که بالاخره مامان و بابایی روز پنجشنبه 91/6/23 باهم دیگه نامزد شدن. روز قشنگ و به یاد موندنی بود خونواده بابایی خیلی زحمت کشیده بودن و لطف داشتن. روز بعدش هم عمو حمیدتون نامزد کردن. ولی متاسفانه بابابزرگ، یعنی بابای بابا حامد از دیشب حالشون خوب نیست امروزم بیمارستان بستری شدن. بابا بزرگ فوق العاده مهربون و دوست داشتنی و دلسوزی دارین. براشون دعا کنین که حالشون خوب شه. برا بابا حامد خیلی نگرانم خیلی جوش می زنه همش نگران بابابزرگه، نگرانه که باید بره تهران در حالیکه حال بابابزرگ خیلی خوب نیست، دست تنهاست، نمی دونم چی بگم فقط دعا کنین عزیزای دلم... 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان صدف
26 شهریور 91 4:45
سلام خیلی بهتون تبریک میگم ایشالله که همیشه خبرای خوش داشته باشین و به پای هم پیر بشین و حال پدر آقا حامد هم هرچه زودتر خوب بشه و دنیا به کامتون همیشه شیرین باشه


ممنونم، لطف دارین. شما هم همیشه شاد شاد باشین..