برای عسلامون

اولین نامه (اصلی)

1390/8/2 12:50
نویسنده : حامد و مینا
364 بازدید
اشتراک گذاری

niniweblog.com

سلام بابایی ها. این اولین نامه ای هست که براتون مینویسم. الان تو خوابگاه دانشگاهم ساعت 1 بعد از نصف شب. مامان خوشکلتون هم داره براتون مینویسه. هنوز مامانتون رو از نزدیک ندیدم. اون شبی که باهاش آشنا شدم به خودم گفتم همونیه که دنبالشم. از خوشحالی خواب نرفتم اونشب. الان چند هفته از آشناییمون میگذره. خیلی مامانتون رو دوست دارم. خیالتون راحت یه مامان خوشکل براتون انتخاب کردم که شما هم خوشکل بشین. همین دیروز حسابی دعوا کردیم نزدیک بود بهم بخوره. خیلی جون کندم تا نگرش داشتم. هنوزم ازم دلخوره. تو دفترم یه چیزایی دربارش نوشته بودم که خوشش نیومد.ولی دعوا یه خوبی خیلی بزرگ داشت اونم اینکه اگه چند تا شک کوچولو تو دلم بود دیگه تموم شد. الان با تمام وجود دوسش دارم و دلم میخواد زنم بشه. کلی مشکلات سر راهمون هست. از وضع خراب مملکت و بیکاری و بی پولی بگیر تا راضی کردن خونواده ها. قراره تابستون به بابابزرگتون بگم و بریم خواستگاریش. یعنی حدود 8 ماه دیگه.یا حق

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

مامان محمد پارسا
2 آبان 90 18:25
امیدوارم مشکلاتتون هر چه زودتر حل بشه


مرسی، خیلی خوشحال شدم از نظرتون. ممنون
مامان مهسا
5 آبان 90 2:07
وای خیلی بانمکه. خوش به حال بچه ها با این بابایی که اینقدر به فکره.ایشا.. عروسی.


مرسی. ایشالا
مینا
17 آبان 90 18:08
یک دنیا ممنون که به ما انرژی می دین.