اولین شب یلدا
امشب شب یلداست. تو خوابگاهم،مامانتون توخونه ست. امروز کلی دپرس بودم. اینروزا سعی میکنم بهتر درس بخونم، دنبال کسری برای سربازی و زبان خوندن و مقاله دادن باشم. که شاید بشه بریم خارج. که وقتی بدنیا اومدین زندگیتون راحتتر باشه و حداقل تو دلتون نگین چرا ما رو تو این اوضاع بدنیا اوردین. این کارا هم سخته هم هیچ تضمینی برای موفقیت آمیز بودنشون نیست. شاید همین چیزاست که دپرسم میکنه. شایدم دوری از مامنتون و ترس از ازدست دادنش یا ترس از اینکه نتونم جوری باشم که راضی باشه از زندگی با من. نمیدونم. شب یلدا باید حرفای خوب بزنیم ولی این وضعیت ماست. امیدوارم و تمام سعیمو میکنم که شما وضعتون بهتر از این باشه. بوس
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

اولین شب یلدا
